تبليغاتX
كتيبه سلوك(شعر- نثر-مقاله)
شنبه 12 آبان1386
زهرا محدثي خراساني

 

 

وامادر باره قولي كه به دوستان عزيزم داده بودم يعني

 معرفي شاعران خانم مشهد مقدس0

 اولين شاعر عزيز ويار مهرباني كه دعوت اين حقير را

 لبيك گفت زهرا محدثي عزيز بود0

 زهرا محدثي خراساني ساكن مشهد با آن زهراي محدثي

 عزيز ديگراشتباه نشود،از شاعران خوب وصميمي كه از

 دوران دبيرستان دلدادگي به شعر را به طور جدي اغاز

 كرده است0او خواهر آقاي مصطفي محدثي خراساني

 همان شاعر معروف است0ايشان به تازگي ازپايان

 نامه كارشناسي ارشدش دردانشگاه نیشابور دفاع كرده

 است با موضوع(( شعر آیینی معاصر وتاثیر پیروزی

 انقلاب اسلامی بر آن)) كه در همين جا از قول همه بچه ها

 به ایشان تبريك مي گويم . كتاب  از شب سرد زمين

 حاصل احساسات بكر اوست، نيز كتاب شهود شرقي

 به كوشش اين عزيز جمع آوري شده است كه

 گزيده غزل شاعران خراسان است والحق والانصاف

 كه شعرهاي خوبي را گرد هم آورده است وزحمت

 فراوان كشيده است0زهرا محدثی اکنون یکی از مربیان

 خوب کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان است۰

 بابت همه كارهاي خوبش به او دست مريزاد مي گويم

 واو را به خدا و احساسات زلالش را به او مي سپارم0

 يكي از غزليات جديدش را با هم به زمزمه بر مي نشينيم0

 

سر شار كن از عشق افق هاي جهان را

در خلوت جانم بتكان شور اذان را

چندي ست دچار تبم اي يار نشان ده

سرچشمه آرامش بعد از هيجان را

ديديم در آواي قنوت وشب تسبيح

شوريدگي خلوت جان هاي نهان را

همراهي ذكر تو رفيق شب ماشد

بر دوش گرفتيم اگر((بار گران))را

گل داد بهار تو ودريا نگران شد

يكرنگي بسيار نفس هاي جوان را

تا دور شودرخوت شبهای پریشان

بخشید نگاهت نفحات رمضان را

برعزلت ما بیش تر از پیش نظر کن

ای آینه صدق ببر وهم و گمان را 

                     زهرا محدثي خراساني

 

 

    

 

نوشته شده توسط سماء تفقدی در | | لینک به این مطلب
شنبه 12 آبان1386
امين پور عزيز ما را به فاتحه اي شاد كن

 

 

دوستان مهربانم باز هم سلام به تسليتي كه جان همه ما را به تعزيتي خليده است.

 وچه ناباورانه است آن هنگام كه كبوتري درميان ما پر پر مي شود ، وما

هرگزديگر در اين جهان فرودین تماشاي اوج فا م هيچ كبوترِ بر آسمان

 تكيه داده اي را بر نمي تابيم وما هرگزديگر0000

قيصر امين پور اينبار گمشده ماست0اوديگر در بين ما نيست ويا نه بهتر

 اينكه بگوييم ما ديگر در بين چشم هاي زميني او نيستيم .او ما را اكنون

 از بلندي ها مي نگرد 0از قله هاي دوري كه تصورمان بسيار كوتاه است

 براي به تماشا برنشستنش 0امين پور هنوز هم ما را مي نگرد وهنوز هم نامهرباني ها- تنگ نظري ها –حسادت ها-بخل ها- مقام ها –

محافظه كاري ها- تظاهر ها و....اورا به تنگي وبه سختي مي آزارد0

اوديگر دوستانش را در آن جهان به نيكي مي شناسد...

 پرده ها براي او فرو افتاده است...پرده ها براي ما نيز يك روز0

سه شنبه شب دوستان او در آن جهان جشني سترگ برپا كردند چرا كه

 بهترين يارشان را ميزبان مي شدند0باغ در باغ آذين شده بودبراي او

كه بي هيچ گناهي، پاك پاك قدم به رواق هاي ناشناخته حيرت انگيز

 مي گذارد0كسي كه هشت سال روح وزينش را در كالبدي رنجور

 دوام آورد وتاب آورد وتاب آورد وتاب000

ودر اين هشت سال شكنجه درد، چه مقام ها كه بر مقامات آن جهاني اش

 افزود وخدا چقدر او را دوست مي داشت كه همگان ما را در نداشتنش

 تسليت گفتند....كه همگان مارا....

امين پور عزيز اگر شگفتي هاي ان جهان تو را رها كرد كه روزي

 به ما سري بزني به تو خواهيم گفت كه مُردگي هاي ما را در آن جهان

 فاتحه اي بخوان0به آن جهاني ها بگو هر روز بر مزار ما بيايند

وارواح مرده مان را به فاتحه اي شاد كنند0

تا جسم هاي متحرك مان را كمي به آن سوها تكان دهيم0

كمي به آن سوها....

امين پور عزيز ما را به فاتحه اي شادكن....

                                                     فاطمه تفقدي

 

 

    

نوشته شده توسط سماء تفقدی در | | لینک به این مطلب